![]() |
با دلم قرار گذاشته بودم...
که اگه دیگه هوایی نشه ...
ببرمش سینما...
دلم به قولش وفا کرد...
اما من نرفتم سر قرار...!!
بد قول شدم ...
بی وفا...
نمیدونم این سینما فرهنگ پس کی میخواد بینوایان رو نشون بده ...
آخه غیر از ژان وارژان به خاطر کی میشه دو ساعت تو تاریکی نشست....
خیلی دوستش دارم ...
تا حالا ده بار قصه ش رو خوندمش ...
تا حالا هزار بار اومده تو خوابم ...
همراه هم ، ژاور رو خونه خراب کردیم ...
بدون اینکه سر کوزت دعوامون بشه ...
گاهی تو خواب هم سهممو از زندگی میبخشم...
حتی اگه کسی محتاج بخششم نباشه ...
دل من محتاج بخشیدنه ...!
اینه که همیشه تو قصه خواب هام...
دزدی شمعدونا رو من گردن گرفتم و ...
سرپرستی کوزت رو ژان وارژان ...!
بگذریم ...
شدم از سینما مونده از یاد دلم رونده ...
سرم به سنگ خورد...
سنگ هم نعمت خداست...
مثل بارون با برکته...!
بی خیال سینما شدم ...
با خودم قرار گذاشتم ...
که هوای دلم رو تا ابد داشته باشه ...
......
شب ...
سر قرار که رفتم...
بابامو دیدم....
بابامو دیدم با دختر کبریت فروش ...
....
.......
................سهیل.
_____________________________________
:
![]()
Home:
www.MAHZADEH.com
Email:
soheil@mahzadeh.com
ID Yahoo:panjare_tanha
Profile
yahoo360
- - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - -
اين صفحه حاوي يک نوشته از وبلاگ که در December 23, 2006 11:33 AM ارسال شده مي باشد.
ارسال قبلي اين وبلاگ یه شب طولانی بوده است.
ارسال بعدي اين وبلاگ فکر کن است.
در صفحه اصلي و يا با ديدن آرشيو مي توانيد موارد خيلي بيشتري پيدا کنيد.
- - - - - - - - - - -
![]()
نميدانم چطور بگويم
شايد مشکل من باشد که
هميشه در توضيح دادن چيزي که
مستقيما در باره ي خودم هست
دچار ترديد شدم
ولي هر چه هست ...
من امروز آمده ام اينجا
تا با اثر انگشتهايم که پاکشان
نکرده ام
بگويم:
مرا دست بند بزنيد
و ببريد
من
شخصيت گمشده ام را
در زنداني شدن
و تماشا کردن از پشت ميله ها
يافته ام
- - - - - - - - - - -
![]()
- - - - - - - - - - -
Credits
soheil mahzadeh
Powered by
MT3.33
