حالا …

| ژانویه 5th, 2007

یه چیزی تو مایه های دمت گرم …
حالا بابام ببینه …
نظرشو بگه …
شاید …
نمیدونم …
حالا تو ببین …
گفتم که اینجوری نمیمونه …
مونده …
…..
……….
…………….سهیل.

نظر دهید