![]() |
آخه درد رو از هر طرف که بخونی بازم درده ...
نمیدونم ...
شاید از هر طرفم بنویسی بازم درد بشه ...
می بینی ...
دیگه خدا هم باهامون حکم بازی نمیکنه ...
از بس لایی کشیدیم ...
خیلی که دقیق میشم می بینم که خودم مقصر بودم ...
آخه یکی نیست بگه بچه دم امتحانی چه مرگت بود که تب مالت گرفتی ...
ولی بازم خدا رو شکر که ایدزی سرطانی چیزی نگرفتیم ...
و در آخر ...
خدا خیر بده هر چی دکتر و قرص و آمپوله ...
اگه اینا نبودن من حتما الآن ....
الآن ....
الآن.......................!!!
.............
........................
...........سهیل.
_____________________________________
:
![]()
Home:
www.MAHZADEH.com
Email:
soheil@mahzadeh.com
ID Yahoo:panjare_tanha
Profile
yahoo360
- - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - -
اين صفحه حاوي يک نوشته از وبلاگ که در January 8, 2007 5:26 AM ارسال شده مي باشد.
ارسال قبلي اين وبلاگ حالا ... بوده است.
ارسال بعدي اين وبلاگ طعم آلبالو است.
در صفحه اصلي و يا با ديدن آرشيو مي توانيد موارد خيلي بيشتري پيدا کنيد.
- - - - - - - - - - -
![]()
نميدانم چطور بگويم
شايد مشکل من باشد که
هميشه در توضيح دادن چيزي که
مستقيما در باره ي خودم هست
دچار ترديد شدم
ولي هر چه هست ...
من امروز آمده ام اينجا
تا با اثر انگشتهايم که پاکشان
نکرده ام
بگويم:
مرا دست بند بزنيد
و ببريد
من
شخصيت گمشده ام را
در زنداني شدن
و تماشا کردن از پشت ميله ها
يافته ام
- - - - - - - - - - -
![]()
- - - - - - - - - - -
Credits
soheil mahzadeh
Powered by
MT3.33
