![]() |
به خیلی چیزا فک می کنم ...
به آدمای دور و برم ...
به نامردی هاشون ...
باه بایی میگه :هیچ وقت نگو نامرد ...
- دور و برت کلی مرد هست ...
تو مدرسه داستان مردی رو خوندیم که با اسب آمد ...
آره درسته ...
تو زندگیم اسب زیاد دیدم ... ولی هیچ مردی رو ندیدم ...؟!
هر وقت که هوا بارونی میشه ...
میرم دم پنجره و خیره میشم به خیابون ...
اما بازم هیچ کی ،مرد زیر بارون اومدن نیست ...
همشون مثه قصه های ماه مان بزرگ و حرفای آقای تربیتی و دختر زینت خانوم خیالی و دروغن ...
به این چیزا که فک می کنم ...
دلم میگره و غصه دار میشم ...
به خودم شک می کنم ...
باه بایی همیشه میگه تو خیلی مردی ...
ولی میترسم که منم نامرد شم ...
نامردی کنم ...
و شک می کنم به باه باییم...
که نکنه دروغ گفته باشه ...
............
........................
...... سهیل .
_____________________________________
:
![]()
Home:
www.MAHZADEH.com
Email:
soheil@mahzadeh.com
ID Yahoo:panjare_tanha
Profile
yahoo360
- - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - -
اين صفحه حاوي يک نوشته از وبلاگ که در June 14, 2007 12:50 PM ارسال شده مي باشد.
ارسال قبلي اين وبلاگ ... بوده است.
ارسال بعدي اين وبلاگ فقط یه چیزی ازت میخوام است.
در صفحه اصلي و يا با ديدن آرشيو مي توانيد موارد خيلي بيشتري پيدا کنيد.
- - - - - - - - - - -
![]()
نميدانم چطور بگويم
شايد مشکل من باشد که
هميشه در توضيح دادن چيزي که
مستقيما در باره ي خودم هست
دچار ترديد شدم
ولي هر چه هست ...
من امروز آمده ام اينجا
تا با اثر انگشتهايم که پاکشان
نکرده ام
بگويم:
مرا دست بند بزنيد
و ببريد
من
شخصيت گمشده ام را
در زنداني شدن
و تماشا کردن از پشت ميله ها
يافته ام
- - - - - - - - - - -
![]()
- - - - - - - - - - -
Credits
soheil mahzadeh
Powered by
MT3.33
