![]() |
دیشب خونه زینت خانومینا جشن بود ...
عروسی دختر بزرگش بود ...
رفتم رو پشت بوم و کلی دست و پا و سوت زدم و خوشحالی کردم که زینت خانوم شاکی شد و گفت: الآن زنگ میزنم صده و ده که بیان ببرنت پیش خفاش شب ....
خب من از همین جا اگه زینت خانوم سایت رو میخونه عذر خواهی میکنم ....
به جون باه بایی نمیدونستم شما تو محل آبرو دارین ...
تازه الآن ماه مان بزرگ برام تعریف کرد ...
بهشدم من که امتحانام تموم شده و سرگرمی ندارم ...
ماه مان بزرگ هم اجازه نمیده برم دوچرخه همسایه سواری ...
دلم می گیره میام رو پشت بوم ...
کاره بدی که نمی کنم ...
برم سیگاری بشم خوبه ...!؟
برم به دختر مردم شماره بدم خوبه ...!؟
برم لات و بی سر و پا بشم شما خوشت میاد ...؟!
بهله ...
من در آخر حرفام میخوام از چهار نفر تشکر کنم ...
اول از خدا که همچین انسان با شخصیتی رو خلق کرد ...
دوم از ماه مان بزرگ که مرا خوب و درست به بار نشاند تا در اینجور مواقعیتها حسودیم نیاید ...
سوم از ممد قاسمی که به من گفت اگه یه قاشق مرباخوری ادکلن هوگو بخوری بوی سیگارت هضم می شود ...
و چهارم از زینت خانومینا که مرا خیلی نصیحت کرد و به صورت مهربانانه ای گفت پسرم ، جشن و شادی و اینجور قرتی بازیا ، در شان تو پسر بی شعور بی جنبه نمی باشد ...
.........
......................
........ سهیل .
_____________________________________
:
![]()
Home:
www.MAHZADEH.com
Email:
soheil@mahzadeh.com
ID Yahoo:panjare_tanha
Profile
yahoo360
- - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - -
اين صفحه حاوي يک نوشته از وبلاگ که در June 9, 2007 3:31 AM ارسال شده مي باشد.
ارسال قبلي اين وبلاگ Scarecrow بوده است.
ارسال بعدي اين وبلاگ ... است.
در صفحه اصلي و يا با ديدن آرشيو مي توانيد موارد خيلي بيشتري پيدا کنيد.
- - - - - - - - - - -
![]()
نميدانم چطور بگويم
شايد مشکل من باشد که
هميشه در توضيح دادن چيزي که
مستقيما در باره ي خودم هست
دچار ترديد شدم
ولي هر چه هست ...
من امروز آمده ام اينجا
تا با اثر انگشتهايم که پاکشان
نکرده ام
بگويم:
مرا دست بند بزنيد
و ببريد
من
شخصيت گمشده ام را
در زنداني شدن
و تماشا کردن از پشت ميله ها
يافته ام
- - - - - - - - - - -
![]()
- - - - - - - - - - -
Credits
soheil mahzadeh
Powered by
MT3.33
