![]() |
دارم فک می کنم از چه چیزایی میشه گذشت ...
از مادیات ... از غرور ... از دوست ... از خانواده ...از داشته ها ... از خود .... از ...
از خود ...!!
تا حالا چند بار از خودم گذشتم ....؟!
نمیدونم ...شاید هیچ وقت پیش نیومده که از خودم بگذرم ...
یا شایدم من اصن اهل این صحبتا نیستم ...
این روزا خیلی به این چیزا فک می کنم ...
همه چیه زندگی شده سانسور ...
چقدر میشه همینی که هستیم باشیم ...!!
اصن میشه همینی که هستیم باشیم ....؟
نمیدونم ...
اصن زندگی ارزش این حرفا رو داره ...!؟
یاد حسین پناهیی بخیر ...
......
نیستیم ...
به دنیا می آییم ...
عکس یک نفره می گیریم ...
بزرگ می شویم ...
عکس دو نفره می گیریم ...!
پیر می شویم ...
عکس یک نفره می گیریم ...
وبعد ...
دوباره باز ...
نیستیم...
.......
اینم مثل خاطرات خوب و بد ...
خواهد گذشت ....
نمیدونم ....
امشب اگه تو خیابون یکی ازم بنزین بخواد ...
حاظرم از سهمیه بنزینم چند لیتر بهش بدم ...
یا ...
_____________________________________
:
![]()
Home:
www.MAHZADEH.com
Email:
soheil@mahzadeh.com
ID Yahoo:panjare_tanha
Profile
yahoo360
- - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - -
اين صفحه حاوي يک نوشته از وبلاگ که در July 19, 2007 5:43 AM ارسال شده مي باشد.
ارسال قبلي اين وبلاگ NOSTALGIC بوده است.
ارسال بعدي اين وبلاگ No Problem است.
در صفحه اصلي و يا با ديدن آرشيو مي توانيد موارد خيلي بيشتري پيدا کنيد.
- - - - - - - - - - -
![]()
نميدانم چطور بگويم
شايد مشکل من باشد که
هميشه در توضيح دادن چيزي که
مستقيما در باره ي خودم هست
دچار ترديد شدم
ولي هر چه هست ...
من امروز آمده ام اينجا
تا با اثر انگشتهايم که پاکشان
نکرده ام
بگويم:
مرا دست بند بزنيد
و ببريد
من
شخصيت گمشده ام را
در زنداني شدن
و تماشا کردن از پشت ميله ها
يافته ام
- - - - - - - - - - -
![]()
- - - - - - - - - - -
Credits
soheil mahzadeh
Powered by
MT3.33
