48

| ژانویه 31st, 2011

فکرم رو به خودش مشغول کرده …
تمام این سالها …
…..
راحت باش…
هر وقت ازت سراغم را گرفتن بگو : …
سهیل…..هه ….زمانی با من بود …
…..
یادم است که می گفت آغوشم همیشه باز است …
اما خدا میداند برای چه کسی …
………
………………………..
………………

3 نظر to “48”

  1. بهار می گوید:

    دستها لياقت ميخوان تا كسي رو در آغوش خودشون بگيرند سهيل من!
    مگه نه؟!

  2. ماهزاده می گوید:

    لیاقت می خوان ….

  3. بهار می گوید:

    مطمئن باش ذهن خدا اونقدر بزرگ هست كه هيچ خاطره اي رو از ياد نبره!……
    مواظب خودت باش داداشي خوب من! :X -*
    برات آرزوي شادي و سلامتي ميكنم.

نظر دهید