| مارس 30th, 2015

چه تگرگی بوداااا

همش منتظر بودم شیشه ماشین خورد شه

خیلی حال داد

مخصوصا پیاده شدن از ماشین

ایستادن زیر تگرگ

اونم با سر کچل

عمری بفهمه کسی چه لذتی داره

فک کن…

دونه های تگرگ می خوره رو پوست سرت و حس یخیش و سوزش برخورد و آب شدن تگرگ و خیس شدن سر و کله و سک و صورت و این حرفا

اصن حالی میده که رستم به تهمینه نداد

🙂

نظر دهید