بایگانی برای می, 2007

MEMOIRS

| می 22nd, 2007

ببین اعظم …
گوش کن …
خواهش می کنم …
اعظم …
اعظم به خدا من معتاد نیستم …
من به خاطر تو ۴ روزه سیگارم نکشیدم …!!
اعظم من تو رو دوست دارم …
به خدا من …
معتاد نیستم …
اعظم گوش کن …
……………….
……. و صدای گریه …
………………
چند روزی از اون شب میگذره …
هم خدا میدونست …
هم من که شاهد بودیم …
و هم اعظم …
اما حیف که خودش نمی دونست یکی دیگه هم بد بخت شده و …
شاید چاره ای …
جز برگشتن …
نداره …!!!
………………………
پ.ن:این هم اضافه شد به خاطرات …
…………..
………………..
……..

Roam Again

| می 13th, 2007

بهله …
مردانگی دارد درد …
اینو باه بایی میگه …
البته واقعاً هم درد داره …
آخه یه پسر بچه که تازه به دنیا میاد …
چرا باید برای مردونگیش از همون اول …
کلی درد تحمل کنه …
…..؟!
……………..؟!؟
خب درد داره دیگه …
حالا تو هی بگرد …!
دنبال حال و حولش …
……
……………..
…… سهیل .

یه دونه ای …!

| می 11th, 2007

یه ستاره داره چشمک میزنه …
از آسمون …
تازه فهمیدم …
خدا هم …
تاب بازی دوس داره …
خیلی هم مرده …
به خودش قسم که یه دونست …
آره دیشب …
ولی امروز …
میدونم که قبول میشه …
رضا رو میگم …
رفیقمون ارشد بخونه …
ما هم حال می کنیم …
فک کنم یه دو ، سه ساعت دیگه کنکور تموم شه …
داش رضا …
خسته نباشی رفیق …
……….
……………………
پ.ن : بهار …. بالایی و پائینی نداره …
وقتی که میبینی پدر داره هر روز پیر تر میشه …
وقتی چین و چورک صورت مادر هر روز بیشتر میشه …
اون وقت تو هم…
مثل من …
میشی …
…!!

عزیز ارزش داری

| می 6th, 2007

دیدن خیلی چیزا سخته …
گریه نکن عزیز  
میدونم … ارزشت رو میفهمم …
ای کاش میتونستم مثل تو دلمو با اشکام خالی کنم …
ولی حیف …
میگن هر چقدر هم مرد باشی ، زندگی از تو نامردتره …
این نامردیه …
این که محبت رو می بینی … فداکاری رو می بینی … از خود گذشتگی رو می بینی ….
اما نمی تونی کاری بکنی …
میگم تا حالا شده از محبت و فداکاری و عشق و گذشت کسی از خودت بدت بیاد ….؟!!
من الآن اینجوریم …
گریه نکن عزیز …
دیدن اشکای تو برام خیلی سخته به خدا …
آره …
 بدم میاد …
از خودم …
ولی بدون  
برای شکست روزگار ، باید نامرد بود …
شیرینی بوسه و حس کردن قلب آدما خیلی راحته …
خیلی …
اما نه برای من …
عزیز …این جسارت های منو ببخش …
بیین ….
ببین …دونه دونه داره سفیداش بیشتر میشه ….
بهش میگن بازی روزگار …
نمیدونم ….
اما …
بازم میگم ….
جسارت کردم …
تو ببخش …
………………………..
………….
…….

 

Look

| می 4th, 2007

نگاه کن …
….
می بینی …؟!؟
به این میگن امنیت اجتماعی …
خودت …
امنیت رو ببین …
فکر کردن نمی خواد …
فقط یه نفس عمیق بکش …
تو سکوت دلت فریاد بزن …
بگو …
بگو ما …
بگو ما امنیت داریم …
ما …
ما …
…. فقط ما …
البته …
اگه مائی هنوزم هست …

…………………………..
…………………
………