یه پست کاملا واقعی :)

| آگوست 25th, 2016

خب

مثلا من‌ یه پست بذارم تو تختخواب با این موضوع

“چقدر من خیار دوست دارم”

….

حالا برداشت اطرافیانم از پست جدیدم

خواهر گرامی : همینه دیگه .. از بس خیار میخوری اینقدر شُل و ول شدی

پدر گرامی: ما سن و سال شما بودیم رومون نمیشد حتی جلو بزرگترامون به خیار فکر کنیم چه برسه به اینکه در موردش پست بنویسیم

مادر گرامی: -مرتضی(پدر محترم) پاشو برو ۲ کیلو خیار بخر سهیل پسرم دلش خیار میخواد …قربون گل پسرم بشم

عیال عزیز: لپوووووو …..؟خیار‌‌‌…! خیار کیه…! منظورت از خیار کی بوده…؟ هان …؟ پر رووو …وقتی محرومت کردم میفهمی خیار یعنی چی‌

امت منحرف : جوووون بابا ‌.‌.. عمام با خیار چی کار داری … نمک میزنی یا روغن ‌..‌.. جوووووون

…..

الهی قربون همه شووون بشم

مخصوصا عیالمون که از همینجا بهشون سلام عرض میکنم و فداش میشم و دورش میگردم و جا داره از همین بلندی بگم که عیال جان خیلی خاطرتو میخوااااااام :* :* :*

نظرات بسته هستند.