من بودم

شب بود …
ستاره می درخشید …
باد می گفت بیدار باش …
خواب من نوری نداشت …
من بودم و خدا …
دوتایی تا صبح …
از تنهایی هاش می گفت …
بغض می کرد گاهی …
فرشته ها خواب بودن همه…
احساس سرما می کردم …
از خدا پرسیدم عشق …
سکوت کرد …
سکوت کردم …
ستاره می درخشید …
خواب من نوری نداشت …
بیدار بودیم …
من بودم و خدا …
دو تایی تا صبح …
…………………
………………….
……….. سهیل .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *