امروز
اول مهر …
بود
امروز
اول مهر …
بود
یه زمانی بود جوونای این دیار هشت سال رفتن و دفاع مقدس کردن
…..
گذشت تا رسید به امروز
که نه دفاعی هست
نه تقدسی
اما هنوز “میکنن”…
و مردمی که هر روز شهید و جانباز میشن
هه..!
بعضیا هم موجی 🙂
یه صداقت پاره
شرف داره به هزارتا نجابت دوخته شده ..!
………..
بحث واقعا سنگین بود … میدونم
گفتم بگم از حال و هوای وایبر و تانگو بیاید بیرون
خیلی سخته
من باشم و خداهه و یه خونه خالی…
اما اینترنت قطع باشه
🙁
خیلی سخته ها…
بیا
چقدر گفتم پشت سر عمامتون حرف نزنید
گوش نکردید دیگه
تا یه ماه دیگه وایبر و واتساپ و تانگو هم فیلتر میشه
حالا هی برید تق-وا کنید
چه غلطا
فرودگاه مهرآباد اینترنت رایگان هم داره
جوووونم سرعت
ساعت چهار و بیست دقیقه صبح
من و خداهه و یه عالمه دانلود
🙂
میگه شدی مثه این بدهکارا
مثه کلاه بردارا
هر روز یه سیم کارت تو گوشیته…!
لیست شماره تلفنام شده : سهیل1 سهیل2 سهیل3…
🙂
میگم بده مگه همه جا پر از سهیل باشه..؟
میخنده…
میگه آره
🙂
ممد آبگوشتی
دوتا دیزی
دوتا نون بربری…!
دوتا دوغ
بگیری و برید تو پارک و زیر سایه درخت بشینی و بزنی به بدن و همون جا ولو شی رو چمنا و احمد بگه پاشو دیر شده و تو زیر بار نری
قربوس بشم خدا رو
چرت بعد از نهار چه حالی میده
یه وقتایی یه سگ اینقدر برات عزیز میشه
که کل روز تمام فکرت رو درگیر میکنه
واقعا موجود عجیبیه
…
فردا لوسی خانوم ما عمل داره
دعا کنید براش
خب …
عشق این دوره زمونه و سوختگی و پارگیش این چیزا نیست ….!!
بهله …
نیست دیگه حتما…
میگردم و اگه چیز دیگه ای پیدا کردم میام مینویسمش اینجا …
نمیدونم…
شایدم زمانی که پخته تر شدم نظرم برگرده …
خدا رو چه دیدی …
شاید دیدی خودمون یه هو رفتیم و عاشق و دلباخته شدیم …
باور کن …
احتمالش هست …
…….
…………………
….سهیل.
….
……..
پ.ن: ;;) 😀 ……….