26

| دسامبر 12th, 2010

یادمه اون قدیما …
یکی می خواست بچه تنبلش رو دعوا کنه می گفت :
“درس نخونی …مثه سهیل میشیا …”
اون بچه بی چاره هم از ترس اینکه مثه سهیل نشه …
میشست پای درس و مشقش و شاگرد اول میشد همیشه …!
……..
……………………
…….
پ.ن1:یکی از اقوام چند وقت پیش…ازم می خواست دست پسرش رو یه جایی بند کنم و بذارمش سر کار …
پ.ن2: هه …!
پ.ن3: نمیدونم چرا یاد اون قدیما افتادم …
…………
……………………
…….سهیل.

2 نظر to “26”

  1. بهار می گوید:

    >:D< اي جان! يعني حال ميده ها! شايد خنده ات بگيره اگه بگم قصه منم عين تو بود!! يادمه دخترعمويي داشتم كه همه عمر رقيب لعنتي من بود!!! من با معدل 12-13 و اون سوگلي مدير مدرسه و شاگرد اول معدل 19!! سرآخر اون 3 سال پشت كنكور (حتي آزاد) موند و بعدش با كلي مكافات علمي كاربردي قبول شد!! و من....

  2. ستاره می گوید:

    سلام داداشی..خوبی؟مرسی به یادمی…التماس دعادارم….درموردموضوعم بایدبگم همیشه وهمه جاهمیطوربوده….درهمیشه رویه پاشنه نمیچرخه