بایگانی برای اکتبر, 2014

| اکتبر 31st, 2014

اصن خودم به درک

به خاطر خداهه هم که شده

یه بار می برمش لاس وگاس….

به همین برکت

| اکتبر 30th, 2014

نه

می خوام ببینم من اگه الآن تو لاس وگاس بودم

چه غلطی داشتم می کردم…؟

هان….

🙁

مرتیکه چرت و پرت

| اکتبر 30th, 2014

پنجشنبه ست

و دلم

…..

| اکتبر 30th, 2014

توله سگ

دلم براش تنگ شده

بریم بیرون … بریم ددر …

| اکتبر 28th, 2014

از کنار تکیه ای رد میشم

صدای بلند مداحی به گوش می رسه که مداحش به جای حسین حسین گفتن پشت سر هم هی میگه سین سین سین …

یه تعداد جوون دور هم جمع شدن و تنها چیزی که تو فکرشون نیست عزاداری و حسینه

صحنه و صداهایی آشنا که این روزا تو هر خیابونی بهش برخورد میکنی

برای همه ما عادی شده این چیزا

میام جلوتر

دوتا گاو رو میبینم که به شکل ناجوری دست و پاها و گردنشون رو بستن به درخت

اینقدر محکم که حتی توان چرخوندن سرشون رو هم ندارن

حتی دهن زبون بسته ها رو هم با چسب بسته بودن که نکنه صدایی ازشون در بیاد

یه نر و یه ماده

واقعا صحنه دردناکی بود

میرم جلو و دستی به بدنشون میکشم

کاملا لرزش رو تو تمام بدنشون میشد حس کرد

از آقایی که آشناست و چندباری دیدمش و نزدیکم بود میپرسم : این چه نذر و نیازیه ..؟

چه جوری دلشون میاد با این زبون بسته ها این جوری رفتار کنن..؟

میخنده و میگه اینا قربونیه عزا دارای حسینیه و ازم میخواد شب حتما بیام اونجا و در مراسم کشتن اونا حضور داشته باشم

و تاکید میکنه که روز تاسوعا و عاشورا هم دوتا شتر قربونی میکنن

سری از افسوس تکون میدم و دور میشم ازش

دور میشم و تنها صحنه ای که تو ذهنم باقی می مونه چشمای معصوم اون زبون بسته ها و لرزش بدنشونه

…..

| اکتبر 27th, 2014

دلت گیر کردن

بخواد

🙂

| اکتبر 27th, 2014

بعضی وقتا به هر دری میزنی که تو ترافیک گیر نکنی و زود برسی به مقصد

اما

امان از روزی که دلت گیر کردن تو ترافیک بخواد و دیر رسیدن

……

| اکتبر 27th, 2014

بچه که بودم

یه لامپ و یه باتری و یه تیکه سیم

تمام دنیام بود و با خودم می بردمشون تو رختخواب و با روشن شدن فضای زیر پتو اینقدر ذوق میکردم که تا صبح خوابم نمی برد

چقدر خوب و زیبا و شیرین بود

کاش دنیا تو همون سن و سال تموم می شد و اینقدر کش نمیومد

اصن یادم نمیاد آخرین باری که از ته دل ذوق کردم کی بود

هی …. تف بهت بیاد بهمن

کاش الآن جای این ماسماسک

یه لامپ و یه باتری و یه تیکه سیم داشتم

🙁

| اکتبر 25th, 2014

آخر این همه تلاش

امروز صبح ریحانه اعدام شد

| اکتبر 21st, 2014

mahzadeh.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اووووم

واقعیت های زیادی میشه پیدا کرد توش

…..