یه مدل دیگه از بهمن هست
که بهش میگن بهمن دو–لی
از هر دکه روزنامه فروشی سراغش رو بگیرید بهتون یه بسته شو میده
دقیقا به همین اسم
یه مدل دیگه از بهمن هست
که بهش میگن بهمن دو–لی
از هر دکه روزنامه فروشی سراغش رو بگیرید بهتون یه بسته شو میده
دقیقا به همین اسم
عرض میکردم که بهمن مدل های زیادی داره
روایت داریم که یه مدل بهمن بوده
که بهش میگفتن بهمن ک–و//ن قرمز
که آمریکای جنایتکار باز هم اینجا با بی رحمی تمام وینستون ک//و–ن قرمز رو ساخت و این لقب رو با ناجوانمردی نصیب خودش کرد …
از همین جا
مرگ بر آمریکای خونخوار و تروریست
هر سال تو این روزا
صدا و سیما و روزنامه و در و دیوار و مسئولین
همه مدلشون بهمنی میشه
لامصب از بس هم این داش بهمن مدل داره که هیچ کسی بی نصیب نمی مونه
ای جووون
الهی قربون اون ابروهای کمند بشم من
مثلن داریم برنامه نود نگاه می کنیم
داره صحنه خطای بازیکن تراکتور سازی رو نشون میده
حالا زیر نویس رو داشته باشید :
….
” 22 بهمن .. ما همه می آییم … با مشت های گره کرده می آییم… تا ثابت کنیم همه پشت این انقلاب هستیم … تا مشت هایمان ضربه های کوبنده ای باشد بر دهان استکبار و … ”
….
عادل فردوسی پور :
به نظر شما بازیکن تراکتور سازی نباید اخراج میشد ؟
کارشناس داوری :
نه … کارت زرد کافی بود براش.
“22 بهمن … ”
“من با دولت کار دارم ”
با
“من با دولت کار دارم ”
چه فرقی با هم داره …؟
تو دهنش میزنم… من تو دهن دولت میزنم
منظور کدومه …؟
نه جدی
الآن یکی بیاد بگه : تف به این دولت
کدومو دقیقا میگه ؟
لامصب چه میکنه این بهار انقلاب
همه چی بهاریه
هوا لطیف
آدما خوشحال و بدون هیچ مشکل و دغدغه
اوف .. یه درخته رو دیدم امروز شکوفه هم داده بود حتی
یه کم جلو ترشم دو تا گربه داشتن جفت گیری میکردن
اینا همه از برکت های این روزای عزیزه
بی کار نشینین
پاشید برید عید دیدنی
یه عکس
دو تا دست
حلقه عروسی
و متنی که زیرش بود و من اصن نخوندمش 🙂
بهار چقدر خوشحالم الآن
مبارک باشه و خوشبخت باشی همیشه
ببین منو … خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم .
از بس که از خودگذشته ایم
به نیت یه بارونی برفی چیزیییی
ماشینو میبریم کارواش
شاید یه فرجی شد
هر سال ابعاد جدیدی از شخصیت شاه و داش بهمن کشف میشه
مثلن همین الآن داشت تو تلویزیون میگفت شاه به شدت خانم باز بوده و هر روز کارش این بوده که با چندین زن و دختر تو کاخشون مشغول عیش و نوش باشن
از اونورم داش بهمن
اصن اسطوره خانواده دوستی و مهر و محبت و فداکاری و این برنامه ها
هر روز از اذان صبح تا اذان مغرب فقط دور حاج خانم میگشتن و هی قربوس می شدن
اصن روایت ها داریم که حاج خانم وقتی میگفته بهمن فشارم افتاده ، عجولات میخوام…
داش بهمن با کله میومدن و این با کله اومدنشان باعث میشده اون یاروهه که مشکی بوده و رو سرشون میذاشتن، دور گردن ایشان گره بخوره، که این موضوع چند بار باعث شهادتشون شده
اصن یه اوضاعی…
خلاصه اینکه شاه عجب آدم بدی بوده
نامردی نیست…؟
ساعت 4 صبح با کلی جون کندن به زور بخوابی
بعد تا چشات گرم میشه ، یه رعد و برقی میزنه که کلن از بالا تا پایین شیو میشی
بعد هیچی دیگه… خوابت نمی بره که هیچ ، سر درد و تپش قلبم میگیری و 4 ساعت بعدشم با یه اعصاب داغون و حال خراب بری سر کار
بعد هر کیو میبینی اونم بد تر از تو و داغون تر از توئه…
خب نامردیه دیگه
نه می تونی به کسی گیر بدی و نه می تونی پاچه ماچه کسی رو بگیری و جرش بدی
🙁
عجب وضعیه به غورعان
تو روحت داش بهمن